وقتي دلم ... !
وقتي دلم به اندازه غربت سرنوشتم مي گيره داغ دلم تازه مي شه وقتي ذهنم از تكرار ، تكرار هميشگي آزرده مي شه تازه متوجه مي شوم (تكرار تا ابديت ) كلمه اي جديدي نيست . وقتي مي بينم چشمام زندگي راآن طور كه هست نمي بيند حسرت مي خورم وقتي همش غم را مي بينم صبر و قرار خودم رو از دست مي دم . وقتي مي بينم آهنگ زندگي جز (( غم غم غم )) چيز ديگه اي نيست فقط اشك چشمام را نگه مي دارم . وقتي متوجه مي شم بغض ، راه گلوم را بسته فقط خدا خدا مي كنم . كه درد بغض ، گلومو بي خيال شه. وقتي مي بينم زندگي من جز رنگ باختگي چيزي نداره آتيش مي گيره وقتي … !

