تبليغاتX
عشق زندگي است - بیستون

عشق زندگي است

گویند شقایق ها هرگز نمی میرند پس تا مرگ شقایق ها دوستت دارم

بیستون

مرا در بيستون ديدي؟

مرا همراه فرهاد و هزاران عاشق ديگر

مرا با تيشه‌‌اي بر ِ

            

دگر فرهاد تنها نيست

دگر مجنون صحراگرد

غزل با خود نمي‌گويد

مرا هم يار مي‌بيند

 

دگر خسرو، به تلخي نام شيرين را نمي‌خواند

و ديگر يوسف مصري

قدم از در به چالاكي فرا هرگز نمي‌آرد

 

مرا در بيستون ديدي؟

كه در اعماق تاريكي

من و فرهاد؛ سر بر سر

شكايت از پدر، مادر

و حتي عادل داور

مرا در بيستون ديدي؟

كنار باديه

مجنون هم اختر

چسان رمل عزا بر سر

سياهي‌هاي مژگان رنگ خاكستر 

 

مرا در بيستون ديدي؟

كه من وحشت

زليخا وحشت ديگر

و آهي باز در دفتر

«كه اي كاش يوسف مصري

ميان چاه ميمُردي»

و تو شيوا

اگر هرگز نمي‌بودم

وگر ديروز ميمردم

بلي شايد دگر

اندوه بودن را نمي‌خوردم

----- شکور -----

 

 

+ نوشته شده در  84/09/05ساعت   توسط سرگشته  |