انتظار
دلم گرفته ازاين انتظار طولاني
شعله هاي نهان،گريه هاي پنهاني
نيامدي كه بماني چو آب وآيينه
دلم گرفته ازين لاله هاي سيماني
چو موج در دل دريا به خود مي پيچم
خيال من ز تو هرگز نمي رود بيرون
بدور از تو روم رو بسوي ويراني
بيا ببين كه چگونه نشسته ام تنها؟
چرا براي دلم يه غزل نمي خواني
هنوز ياد تو را دل بهانه مي گيرد
چه مي شود ز من ابر غم بتاراني؟
ولي اين را بدان اين دل ديوانه توست
